یاد شهدا و حجاب

این سایت شامل مطالبی در مورد (شهدا، حجاب، وصیت نامه، امامان و غیره می باشد.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ یاد شهدا و حجاب خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

اخلاص در عمل

جنگ خندق یا احزاب در سال پنجم هجری جنگی سرنوشت ساز بود که امید مشرکین قریش را برای شکست دادن مسلمین ناامید کرد . مهمترین واقعه ای که در این جنگ پیش آمد ، کشته شدن عمروبن عبدود به دست علی ( ع ) بود . حضرت رسول ( ص ) ضربت علی ( ع ) را در روز خندق از عبادت ثقلین والاتر شمرد . تفصیل آن را باید در کتابهای تاریخ مطالعه کرد .

عمروبن عبدود قویترین جنگجوی تاریخ عرب بود و چنان از خود راضی و مغرور بود که وقتی با علی ( ع ) روبرو شد گفت : « تو خیلی جوانی و و حریف من نیستی ، با ابوطالب هم آشنا بودم و میل ندارم تو به دست من کشته شوی . » علی ( ع ) در جواب گفت : « کار ، کارِ آشنائی و پیری و جوانی نیست ، من میل دارم اگر ایمان نیاوری تو را در راه خدا بکشم . »

جنگ خندق یا احزاب در سال پنجم هجری جنگی سرنوشت ساز بود که امید مشرکین قریش را برای شکست دادن مسلمین ناامید کرد . مهمترین واقعه ای که در این جنگ پیش آمد ، کشته شدن عمروبن عبدود به دست علی ( ع ) بود . حضرت رسول ( ص ) ضربت علی ( ع ) را در روز خندق از عبادت ثقلین والاتر شمرد . تفصیل آن را باید در کتابهای تاریخ مطالعه کرد .

عمروبن عب

دود قویترین جنگجوی تاریخ عرب بود و چنان از خود راضی و مغرور بود که وقتی با علی ( ع ) روبرو شد گفت : « تو خیلی جوانی و و حریف من نیستی ، با ابوطالب هم آشنا بودم و میل ندارم تو به دست من کشته شوی . » علی ( ع ) در جواب گفت : « کار ، کارِ آشنائی و پیری و جوانی نیست ، من میل دارم اگر ایمان نیاوری تو را در راه خدا بکشم . »

عمرو بر اسبی کارزار دیده سوار شده بود ولی علی ( ع ) پیاده به میدان آمده بود ، چون عمرو نمی خواست غرور خود را بشکند به اشارۀ علی ( ع ) از اسب پیاده شد و اسب خود را پی کرد و دو مبارز در میان گرد و غبار به گیر و دار پرداختند .

در زمان کوتاهی علی ( ع ) شمشیری بر پای او فرود آورد و هیکل عمرو بر زمین افتاد . مسلمین صدای تکبیر برآوردند و مشرکان در بیم افتادند و همین ضربت بود که مایۀ شکست دشمن شد .

بعد از لحظه ای وقتی حضرت علی ( ع ) به او نزدیک شد عمرو دشنامی داد و آب دهان به صورت علی ( ع ) انداخت . با این کار حضرت علی ( ع ) دست از کار بازداشت و برخاست و قدری در میدان قدم زد و دوباره برگشت . عمرو پرسید : « چرا رفتی و کار را تمام نکردی ؟!»

علی ( ع ) فرمود : « کار ما برای خداست . چون تو آب دهان بر من انداختی خشمگین شدم و نمی خواستم غضب شخصی در امر حق دخالت کند ؛ اینک آرام شده ام و برای رضای خدا جهاد می کنم . »

موضوعات: حضرت محمد (ص),امام علی (ع),

برچسب ها: اخلاص در عمل , بیاد شهدا و حجاب ,

[ بازدید : 272 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ چهارشنبه 4 شهريور 1394 ] 18:21 ] [ نویسنده (2) ]

[ ]

مطالب مرتبط

ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود تک آهنگ انجام پروژه متلب نظافت منزل در تهران پیش بینی نتایج فوتبال خرید ملک در ترکیه انجام پروژه متلب میهن ام پی تری بازی حکم نقاشی ساختمان آپلود عکس نمایندگی پنل پیامک بانک مشاغل شیراز پزشکان متخصص شیراز بازی انفجار
بستن تبلیغات [X]